آشتی با ریاضیات
هم کمی ریاضیات:
یه مربع ۹ در ۹ داریم با ۹ خونه ی ۱ در۱. می خوایم هر خونه رو آبی یا قرمز کنیم. دو رنگ آمیزی رو که با دوران به هم تبدیل میشن، یکی می گیریم.
چند طریق برا رنگ آمیزی وجود داره؟
منتظر جواباتون هستم![]()
هم کمی ریاضیات:
یه مربع ۹ در ۹ داریم با ۹ خونه ی ۱ در۱. می خوایم هر خونه رو آبی یا قرمز کنیم. دو رنگ آمیزی رو که با دوران به هم تبدیل میشن، یکی می گیریم.
چند طریق برا رنگ آمیزی وجود داره؟
منتظر جواباتون هستم![]()
دیروز مریم بهم گفت:
تو چرا آب نمی شی؟
-
تازه به رو اومدم، اونوقت تو می گی آب شم؟!
-
به رو نه، به روز
چرا آپ نمی شی؟
- آهان...!
دیروز که داشتم دنبال یه مطلب تو اتاقم می گشتم، به این نوشته برخوردم
جالب بود.
اینم از به روز رسانی:
نصیحت پاستور
در هر حرفه ای که هستید، نه اجازه دهید که به بدبینی های بی حاصل آلوده شوید و نه بگذارید لحظات تأسف باری که برای هر انسانی پیش می آید، شما را به یأس و نومیدی بکشاند.
در آرامش حاکم بر کتابخانه هاتان زندگی کنید.
نخست از خود بپرسید:
برای یادگیری و خودآموزی چه کرده ام؟
سپس، همچنان که پیشتر می روید، بپرسید:
من برای کشورم چه کرده ام؟
واین پرسش را آنقدر ادامه دهید تا به این احساس شادی بخش و هیجان انگیز برسید که شاید سهم کوچکی در پیشرفت و اعتلای بشریت داشته اید.
... اما هر پاداشی که زندگی به تلاش هامان بدهد، هنگامی که به پایان تلاش هامان نزدیک می شویم، هرکدام از ما باید حق آن را داشته باشیم که با صدای بلندبگوییم:
من آن چه را که در توان داشته ام انجام داده ام
سلام
1. لا حول و لا قوت الا بالله العلی العظیم
2. لا حول و لا قوت الا بالله العلی العظیم
3. لا حول و لا قوت الا بالله العلی العظیم
4. لا حول و لا قوت الا بالله العلی العظیم
5. لا حول و لاقوت الا بالله العلی العظیم
6. لا حول و لا قوت الا بالله العلی العظیم
7. لا حول و لا قوت الا بالله العلی العظیم
فکر نکنید copy paste کردم، هفت بار نوشتم.
امروز قرار بود بیایم خانه کارهای مونده لیگ رو انجام بدیم، آماده شده بودیم که مینا زنگ زد.
باهیجان گفتم : دارم میام![]()
با بی هیجانی تمام گفت : با چی میای؟
با تاکسی دیگه من که اهل آژانس گرفتن نیستم!
لابد منظورش این بود که در راستای اصلاح الگوی مصرف باید پیاده بیام؟
م با جدیت : تا وقتی که تو میای من نیستم، بهت گفته باشم ... بهم گفت، بهش گفتن، بهت بگم: " رعایت کن."
چیو
؟
اصول نوشتاری؟ ادبی؟ ادبیاتی؟ اخلاقی؟
م: نمیدونم یا وبلاگت روخصوصی کن یا رعایت کن!!!
خلاصه اومدم خانه
تلفن خانه زنگ زد:
همونی بود که به مینا گفته بود بهش گفتن بهم بگن....و اومد بهم بگه که من بهش گفتم : " بهم گفتن که بهت گفتن بهم بگی"
من به اون اولین کسی که می خواسته بهم بگه (اگه تا حالا وبلاگم رو خونده! ) می گم:
" تو وبلاگ یه قسمت هست برا نظر دادن اگه باز کنین می تونین هرنظری بدین حتی اگه نخواهید کسی ببینه می تونین به طور خصوصی اعلام کنید و لطف کنید صراحتا اعلام کنید من چیو باید رعایت کنم یا به عبارت بهتره به نظرتون من چیو بهتره رعایت کنم
من از این پیغام و پسغام ها که توش هزارتا حرف اضافه وکم هست اصلاً خوشم نمیاد... "
مهمتر از همه این که از صبح توی خانه ام ولی حال و حوصله ی هیچ کاری رو نداشتم به عبارت دیگه خورد تو حالم...
لازم به ذکر است که
انتقاد من، به نفس انتقاد نیست؛ به شیوه ی آن است![]()
بیاییم درسال جدید علاوه بر الگوی مصرف، الگوی رفتاری خود را نیز کمی اصلاح کنیم.
شاید بد نباشه منم کمی الگوی مصرف کلماتم رو اصلاح کنم یعنی![]()
همتونو دوست دارم![]()
درپناه حق
(در ضمن هر وقت کمی عصبی شدید ۷ بار بگید (یا تایپ کنید!) لا حول ولا ...آروم تر می شید آخه به گفته ی علی (ع) :
به هنگام خشم
نه تصمیم، نه تنبیه، نه دستور